می ترسم از اینکه ببینمش، می ترسم از نگاهش ، بعد از اینکه گفتم دیگه بهم زنگ نزن دیگه ندیدمش . این اولین باری نبود که اینو بهش گفتم ولی اخرین بار همه چی شد، هر وقت بهش اینو می گفتم طولی نمی کشید که اس ام اس می زد(خنده، که مثلا حرفمو گوش داده و زنگ نزده).ولی این دفعه نه زنگ زد نه اس ام اس.احساس می کنم همه چی تموم شده ولی خاطره ها وقت و بی وقت یادم می یاد ، هیچ وقت هم تمومی نداره…
اخرین بار