روز شانزده اذر در دانشگاه ما

من که سه شنبه کلاس نداشتم به خاطر همین دانشگاه نرفتم ، ولی می تونم مجسم کنم که توی دانشگاه چی می گذشت . همه مثل همیشه می رن سر کلاساشون واونایی که هنوز کلاسشون شروع نشده نشستن روی نیمکت ها و صندلی های دانشگاه و همون حرفای همیشگی رو می زنن….می دونی فلانی دوست پشر فلانیه … اره علی و سارا (اسم ها فرضی اند) دیروز با هم رفتن بیرون …کلی از این حرفای خاله زنکی ، حتی شاید خیلی هاشون ندونن که امروز روز دانشجو هستش! وقتی توی صدای امریکا می دیدم که توی دانشگاههای دیگه چه خبره بیشتر از هر موقعی از دانشگاهی که می رم بدم اومد . هیچ فعالیتی توش نیست ، فعالترین گروه دانشجویی اینجا گروه بسیج که اونم همش نوحه پخش می کنه و الانم برای محرم ورداشته وسط راهرو خیمه زده .تازه جاهای دیگه انترنتشون مجانیه اینجا پول می گیرن.کلاس فیزیکم تشکیل نشد الان پشت یکی از هفتا کامپیوتر دانشگاهم ( فک کن هفتا داره فقط)و دارم می نویسم حس کاملا مزخرفی دارم. مخصوصا الان که هی این ناظم و معلم های  هی مدرسه ام رو می بینم.

2 دیدگاه »

  1. shervin Said:

    khodet gofti nabayad zo0d dar bareye adama ghezavat koni age to0nesti 1 ro0z 3shanbe kelasesho bia shayad nazaret avaz shod(ghablesh azash ejaze begir)

    • maryam Said:

      اومدم کلاس سه شنبه رو ! چیزی که در مورد اون گفتم یه حرف که از روی عصبانیت باشه نبود ، چیزی بود که بعد هر جلسه ای که باهاش کلاس دارم درستیشو بیشتر می فهمم


{ خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته} · { شناساگر دنبالک }

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.